۶۸۰٫۰۰۰تومان
یک روز موشی میخواست املت درست کند. برای املت تخممرغ لازم داشت، اما تخممرغ نداشت. موش قدری فکر کرد و گفت: «میروم خانهی همسایهام، توکای سیاه و از او تخممرغ میگیرم.»
داستان «صبح به خیر همسایه» مشارکت هیجانانگیز حیوانات برای پختن یک غذا است که سرانجام به پختن یک کیک میانجامد. یک روز صبح موشی از خواب بلند میشود و تصمیم میگیرد برای خودش املت درست کند اما متوجه میشود تخممرغ ندارد. میرود و از همسایهاش توکا میخواهد که اگر تخممرغ دارد به او بدهد اما توکا میگوید: «تخممرغ ندارم اما آرد دارم. اگر تخممرغ بگیریم میتوانیم کیک درست کنیم.» آنها باهم میروند پیش سنجاب میروند اما او هم تخممرغ ندارد و به جایش کره دارد. حالا آن سه نفر با آرد و کره میروند تا از موش کور بپرسند که تخممرغ دارد یا نه و این روند ادامه پیدا میکند تا تمام مواد لازم برای درست کردن کیک مثل: شکر، سیب، دارچین، کشمش و… توسط بقیه همسایهها مهیا میشود. خلاصه همه باهمکاری هم کیک را آماده میکنند ولی زمان قسمت کردن کیک که میشود برش کیک برای موش در نظر نمیگیرند و میگویند تو که چیزی نیاوردی و…
گروه سنی:۳+ سال
نوع جلد:جلد نرم
تعداد صفحات:۴۴ صفحه