«هیچ کس را در دنیا به اندازه ی تو دوست ندارم» داستانی لطیف و پندآموز برای بچههایی که گمان میکنند زندگی کردن با دوستانشون آسون تر هست و بینظمی باعث لذتبخشتر شدن زندگی میشه.
برایدن خرگوشه خیلی خوابآلوده بود. مدتی از صبح گذشته بود و هنوز اسباببازیهایش را جمعوجور نکرده بود، سیبیلهایش را نشسته بود، و همراه خواهرهایش ورجهورجه نکرده و بالا و پایین نپریده بود.